مشتاق گل از سرزنش خار نترسد .. حیران رخ یار ز اغیار نترسد.. عیار دلاور که کند ترک سر خویش.. از خنجر خون ریز وسر دار نترسد.. آنکس که چو منصور زند لاف انا الحق.. ازطعنه نا محرم اسرار نترسد.. ای طالب گنج وگهر از مار میندیش.. گنج وگهر آن برد که از مار نترسد.. گر بی بصری می کند انکار من از عشق.. سهل است وچه غم عاشق از این کار نترسد.. درعشق چو بیم سر وجانست ولیکن.. ای دلبر از اینها دل عیار نترسد.. اندیشه ندارم زرقیبان بد اندیش.. از خار جفا عاشق گلزار نترسد.. در سایه فضل ایمن از ‌آ ن است نسیمی.. کان شیردل از پنجه کفتار نترسد..

paradise <BlogSky:Weblog Title />

X
تبلیغات
زولا
ع.سربدار

آرشیو

پنج‌شنبه 3 شهریور‌ماه سال 1384
ندای وجدان

شب  و روز همچو دو موش سپید وسیاه
مشغول  جویدن  ریسمان  زندگیمان
وما غرق در روزمرگی ....   به دور از حقیقت زندگی
ودر این میان هر از چند گا ه جرقه ای ؛ نهیبی 
از درون وجدان  به خواب رفته مان ؛ به زیر صد ها خرمن
کفری که پوشاننده حقیقت زندگیمان
شب ها را به روز  و روزها را به شب میرسانیم
 بی هیچ اندیشه ای
بدون آنکه در مخیله مان خطور کند که در همسایگی مان
شبی را به روز رسانده اند کسانی ؛ که در سفره شان نان نبود
یا که شوی فلان زن که اسیر جهل است
در تب  بیکسی خویش بسوخت
و نگاه هوس انگیز  طفلی بر سینه بی شیر مادر
 یا که خود فروشی دخترکی  پنهانی
 درپی پولی شاید
یا که در دام کثیف هوسی  افتادست 
چرکنویس زندگی مان را هزاران بار ورق میزنیم و
  با خود وعده می دهیم ؛تا به خود آییم 
اما ........امان از جرثو مه های کثیفی
 که روح پاک خداوندی را در وجودمان به تمسخرگرفته اند 
روزمرگی مان امان نمیدهد


ع.سربدار

*****************



یک نظر آلاله ها را درک کن
دشمنی با غنچه ها راترک کن

یک نظر از شور یک شاعر بگو
راز غمگین بودن او را بجو

یک نظر با خود بگو آدم شدی
مثل عطر یاس  یا مریم شدی

هر گز آیا با خدا حرفی زدی
با نزول گریه ها حرفی زدی

یک نظر از عشق صحبت کرده ای
مثل یک پروانه همت کرده ای

هر گز آیا این دلت عاشق شده
با عروج ناله ها صادق شده

هر گز آیا آشنایی دیده ای
یک دل پاک خدایی دیده ای

هر گز آیا با گلی خندیده ای
با نشاط بلبلی خندیده ای

هر گز آیا پاک گشتی مثل برف
گشته ای پنهان میان راز حرف

هرگز آیا آسمانی گشته ای
در بهاران جاودانی گشته ای

هر گز از دل بی وفایی دیده ای
جز سرای خویش جایی دیده ای

ما در این دنیا چه سرگردان شدیم
در میان های وهوی پنهان شدیم

لا اقل یک لحظه شیدایی شویم
عاشق یک روی زیبایی شویم

ما در این دنیا بدان مجنون شدیم
هم نوای درد نا میمون شدیم

لیک هرگز فکر باران بوده ای
فکر آواز هزاران بوده ای

هیچ آیا مثل دریا بوده ای
در میان خواب ورویا بوده ای

ما چه اندازه به دور از باوریم
در صف انسان شدن ما آخریم

ما چه اندازه شکوفا گشته ایم
غرق صد راز  ومعما گشته ایم

ما چه اندازه شقایق می شویم
با غم وغصه موافق می شویم

ما چه غافل از وجود شبنمیم
تا  چه اندازه به فکر مریمیم

ما در این دنیا چه نا زیبا شدیم
با وجود لاله ها تنها شدیم


اعظم عباسی
 


تعداد بازدیدکنندگان : 208994


نبوی گویا
وب نوشت
بیاد مصدق
دکترسروش
دوران ما
از یاد رفته ها
حسین خدادا
پژواک خاموش
بلاگ گویا

امید معماریان
الپرر

چه گوارا

دکتر سروش

دکتر شریعتی
فلش
احسان شریعتی
سایت ویژه دکتر
سایت Dr.Shariati.tk
مجمع وبلاگ نویسان

درباره دکتر تنها شریعتی
راه آزادی
عاشقترین
وبلاگ قران مجید
با مخاطبهای آشنا
مصدق مرد آزاده
اندیشه های ماندگار
فقر ‘ فساد ‘ تبعیض
وبلاگ رسمی فارغ

التحصیلان سمپاد
khabarchin
به دنبال دل مسایل

مربوط به جوانان

نیمروز

امروز

ایسنا

بازتاب

شرق

آوای آزاد

تلاش

مجله فروغ

بخارا

پا یاب

اخبار گویا

بی بی سی

tinypic

روز

گویا

عناوین آخرین یادداشت ها