مشتاق گل از سرزنش خار نترسد .. حیران رخ یار ز اغیار نترسد.. عیار دلاور که کند ترک سر خویش.. از خنجر خون ریز وسر دار نترسد.. آنکس که چو منصور زند لاف انا الحق.. ازطعنه نا محرم اسرار نترسد.. ای طالب گنج وگهر از مار میندیش.. گنج وگهر آن برد که از مار نترسد.. گر بی بصری می کند انکار من از عشق.. سهل است وچه غم عاشق از این کار نترسد.. درعشق چو بیم سر وجانست ولیکن.. ای دلبر از اینها دل عیار نترسد.. اندیشه ندارم زرقیبان بد اندیش.. از خار جفا عاشق گلزار نترسد.. در سایه فضل ایمن از ‌آ ن است نسیمی.. کان شیردل از پنجه کفتار نترسد..

paradise <BlogSky:Weblog Title />

X
تبلیغات
رایتل
ع.سربدار

آرشیو

شنبه 29 مرداد‌ماه سال 1384
خاطره تلخ است

اعظم عباسی


دیده مان به شبنم نشسته
دل مان را نیز غباری از اندوه
 اندوهی دهشتناک
وخیال مان در انسوی
دیوارهای بلند زمان در خیالی مبهم
خاطره تلخ است ؛شیرین است
گس است؛بیاد می ماند
مرور میشود ؛ فراموش میشود؛ تداعی میشود
اول بار که گریستم ؛یادم نیست
گویندم زمانی بود ؛ زمان تولدم
مگر نه تولد و زندگی شیرین و زیباست پس چرا گریستم
اول بار که لبخند بر لبانم نقش بست؛ آنگاه بود که مادرم
در آغوشم کشید
اول بار که با عروسکانم سخن گفتم  یادم هست ؛ ولی
افسوس که ندانم چه گفتم
اول بار که دروغ گفتم کسی نفهمید
اول بار که چشمانم بر آسمان فتاد ؛ ابری بود؛بارانی بود
باران زیباست؛نه ؟ اول بار که باران خوردم؛ طعمش خوب بود
شیرین بود.اول بار که غروب شد؛ یادم هست؛ دلم گرفت ؛آه کشیدم
درد کشیدم؛ و دگرانم گفتند نقاش شده ام ؛ انتظار کشیدم؛جمعه شد
جمعه سپید است ؛روز تکامل آفرینش؛اما نه ..! خاطرات جمعه سیاه
اول بار که شعر گفتم صبح بود؛ اولین روز بهاربود؛ یادم هست ؛ زیبا بود
اول بار که آرزو کردم؛  بر ان خیال بودم که تحقق می یابد
در اولین باد رندگانی بر خویش لرزیدم ؛ سردم شد
اول بار که توپ بازی کردم؛ گل خوردم؛ سیب خوردم
یاد آدم افتادم؛ وی نیز به سبب خوردن سیب از بهشت مبهوط شد
ای کاش کسی نفهمد که من سیب خورده ام
اول بار که خوابیدم ؛ خواب نبود ؛ رویا نبود؛کابوس بود؛ کابوسی وحشتناک
شاعری خودش را دار زد
اول  رنگی را که دیدم ؛ رنگ بی رنگی بود ؛رنگ پاکی بود
رنگ خلوص؛ راستی می دانید ؟ رنگ بی رنگی ؛  چه رنگی است
اول بار که خاطره نوشتم آه ....! یادم نیست؛ خاطره ام آتش گرفته
سوخته است؛ خاکستر شده است  ؛ سرد شده است
ققنوس ازآن  تولد یافته است ؛ ققنوسی که افسانه شده است
خاطراتم گنگ است؛ مبهم است ؛ خاطره تلخ است
شیرین است ؛ گس است ؛ به یاد می ماند ؛ فراموش می شود
مرور می شود؛ تداعی می شود
اول بار که گریستم یادم نیست  ؛
اما گویندم  زمانی بود ؛ که تولد یافتم


ع.سربدار


تعداد بازدیدکنندگان : 208588


نبوی گویا
وب نوشت
بیاد مصدق
دکترسروش
دوران ما
از یاد رفته ها
حسین خدادا
پژواک خاموش
بلاگ گویا

امید معماریان
الپرر

چه گوارا

دکتر سروش

دکتر شریعتی
فلش
احسان شریعتی
سایت ویژه دکتر
سایت Dr.Shariati.tk
مجمع وبلاگ نویسان

درباره دکتر تنها شریعتی
راه آزادی
عاشقترین
وبلاگ قران مجید
با مخاطبهای آشنا
مصدق مرد آزاده
اندیشه های ماندگار
فقر ‘ فساد ‘ تبعیض
وبلاگ رسمی فارغ

التحصیلان سمپاد
khabarchin
به دنبال دل مسایل

مربوط به جوانان

نیمروز

امروز

ایسنا

بازتاب

شرق

آوای آزاد

تلاش

مجله فروغ

بخارا

پا یاب

اخبار گویا

بی بی سی

tinypic

روز

گویا

عناوین آخرین یادداشت ها