مشتاق گل از سرزنش خار نترسد .. حیران رخ یار ز اغیار نترسد.. عیار دلاور که کند ترک سر خویش.. از خنجر خون ریز وسر دار نترسد.. آنکس که چو منصور زند لاف انا الحق.. ازطعنه نا محرم اسرار نترسد.. ای طالب گنج وگهر از مار میندیش.. گنج وگهر آن برد که از مار نترسد.. گر بی بصری می کند انکار من از عشق.. سهل است وچه غم عاشق از این کار نترسد.. درعشق چو بیم سر وجانست ولیکن.. ای دلبر از اینها دل عیار نترسد.. اندیشه ندارم زرقیبان بد اندیش.. از خار جفا عاشق گلزار نترسد.. در سایه فضل ایمن از ‌آ ن است نسیمی.. کان شیردل از پنجه کفتار نترسد..

paradise <BlogSky:Weblog Title />

X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری
ع.سربدار

آرشیو

یکشنبه 2 مرداد‌ماه سال 1384
توطئه ای به همدستی خدا وعشق

برای باز آفرینی جهان ! فلک را سقف بشکافتن  وطرحی دیگر انداختن

خلقتی دیگر  بر روی ویرانه های این عالم ؛ بر خرابه های هر چه هست

هر چه بود ! بنای جهانی نو در این دنیای فرتوت حشرات بی شمار ! جهانی

که ساکنان آن سه خویشاوند ازلی اند

 خــــدا ؛ انـــــسان و عــــــــشق

این است امانتی که بر دوش آدم سنگینی میکند واین است آن پیمانی

که در نخستین بامداد خلقت با خدا بستیم وخلافت او را در کویر زمین

تعهد کردیم.  ما برای همین هبوط کردیم واین چنین است که به سوی

او باز می گردیم.

هبوط : دکتر علی شریعتی

*************

بغضی مبهم گلویم را سخت میفشارد بر انگاره که هر آن قالب تهی کنم

چشمانم را پرده ای از اشک پوشانده ...... نمیتوانم چیزی بگویم

از داغ از دست دادن عزیزانی که شاهد مرگشانیم

آن هم نه مرگی با شکوه که مرگی کثیف وآلوده

یکی دچار ام اس شده ؛ دیگری غرق در مواد مخدر

افیون بنگ و تریاک وجدیداشان اکس وهزاران

کوفت وزهر مار دیگر

پس کجایید ای بزرگان قوم ای شیوخ قبیله

ننگتان باد  باده هایی را که در بزم می نوشید

شرمتان باد جامه هایی را که در جشن  میپوشید

تا کی  تا چند به زندگی ننگینتان ادامه خواهید داد

ماان قوم نیستیم که اندرون از طعام خالی داریم که در

آن نور معرفت بینیم

ما مرد رهیم که هراسمان از مرگ نیست

پیش چشمانم را پرده ای ازاشک پوشانده است

ننگ بر شرفتان ؛ ننگ بر غیرتتان  که گر مرد

بودید ویک ذره جوهر وغیرت در رگهای بی

رگتان وجود میداشت برای این نسل فنا شده قدمی بر می داشتید

همه تان چه ان اندیشمندانتان ؛ چه ان روشنفکرانتان

ننگتان باد

پیش چشمم را پرده ای ازاشک پوشانده است

سال ۸۴ شمسی است ؛ سال سکوت  وسال فرار

فرار مغز ها وروشنفکرانمان

سال در بند کشیدن انسان های آزاده

تفو  بر شما و بزرگانتان که شاهد

ومسئول از بین رفتن نسلی  هستید

 که آینده ساز فرهنگ وجامعه فردایمانند

تفو بر شما که خود عامل از بین بردن این نسل

شدید.

پیش چشمانم را پرده ای از خون پوشانده است

ع.سربدار


تعداد بازدیدکنندگان : 209121


نبوی گویا
وب نوشت
بیاد مصدق
دکترسروش
دوران ما
از یاد رفته ها
حسین خدادا
پژواک خاموش
بلاگ گویا

امید معماریان
الپرر

چه گوارا

دکتر سروش

دکتر شریعتی
فلش
احسان شریعتی
سایت ویژه دکتر
سایت Dr.Shariati.tk
مجمع وبلاگ نویسان

درباره دکتر تنها شریعتی
راه آزادی
عاشقترین
وبلاگ قران مجید
با مخاطبهای آشنا
مصدق مرد آزاده
اندیشه های ماندگار
فقر ‘ فساد ‘ تبعیض
وبلاگ رسمی فارغ

التحصیلان سمپاد
khabarchin
به دنبال دل مسایل

مربوط به جوانان

نیمروز

امروز

ایسنا

بازتاب

شرق

آوای آزاد

تلاش

مجله فروغ

بخارا

پا یاب

اخبار گویا

بی بی سی

tinypic

روز

گویا

عناوین آخرین یادداشت ها